عشق یعنی اینکه بدونی کسی منتظر تلفن شماست.
عشق یعنی یه نفر دیگه هم آرزوهات رو بدونه.
عشق یعنی بدانی که چه خواهد گفت.
عشق یعنی وقتی نیست به یاد خاطرات اون لبخند بزنی.
عشق یعنی به خاطر اون پا روی دلت بزاری.
عشق یعنی تفاهم در مشکلات.
عشق یعنی بدونی که نمیشه اما نتونی ترکش کنی.
عشق یعنی وقتی دیدیش تنت آنقدر گرم بشه که دکمه پیراهنت رو بازکنی یا آستینت را بالا بزنی.
عشق یعنی فرار از تیرس نگاه معشوقت حتی در تابلو ترین نقطه دنیا.
عشق یعنی وقتی سفر رفتی توی جیبت قلبشو با خودت ببری.
عشق یعنی چیزی رو شریکی خوردن.
عشق یعنی آرامش در کنار معشوق حتی در هنگام درد.
عشق یعنی فراموشی درد یک جراحت.
عشق یعنی فراموشی معشوق.................
دام عشق
|
|




خدايا آنکه در تنهاترين تنهاييم تنهاي تنهايم گذاشت خواهشي
دارم... تو در تنهاترين تنهاييش تنهاي تنهايش نذار


 

|
عشق ینی چه؟ |
|
عشق ینی چه؟
        
من / عشق
پاك يعني
سرزمين لحظه
يعني بيداد
عشق من
باختن عشق
جان يعني
زندگي ليلي و
قمار مجنون
در عشق يعني ... شدن
ساختن عشق
دل يعني
كلبه وامق و
يعني عذرا
عشق شدن
من عشق
فرداي يعني
كودك مسجد
يعني الاقصي
عشق / من
عشق آميختن افروختن
يعني به هم عشق سوختن
چشمهاي يكجا يعني كردن
پر ز و غم دردهاي گريه
خون/ درد بيشمار
عشق من
يعني الاسرار
كلبه مخزن
اسرار يعني
|
من ساليان سال در بدر به دنبال عشق گشته ام من تمام سرزمينهاي دور را در جستجوي عشق زير پا گذاشته ام من در پس کوچه هاي عاشقي دلم را ، رد تک تک خانه ها يش جا گذاشته ام من در تاريکي شبهاي تنهايي از همه اين کوچه ها گذشته ام من چه غزلهاي عاشقانه براي عشق سروده ام من آتش عشق را ، در دل همه عشاق افروخته ام من خوشه عشق را به گيسوي دختران زيبا آويخته ام من جرعه جرعه شراب عشق را ، با تو نوشيده ام من چه شبها به ياد عشق تو تا به سحر گريسته ام من در زندان تنهايي بدون عشق افسرده ام
شايد كسي را كه با تو خنديده فراموش كني اما كسي را كه با تو اشك ريخته هرگز

|
دوستت دارم |
 |
|
|
|
|
|
|
| |